pexels min an 1131458 من یک عمه ام مجله اینترنتی مونوپلاس

من یک عمه ام

عمه نیستی که بدانی وقتی خبر پدر شدن برادر را میشنوی روح تازه به جانت می آید و دلگرم میشوی به پشتی که از آن متولد شدی. عمه نیستی که بدانی وقتی برادرزاده ات میخندد، دندانش نیش میزند، حرف میزند، راه میرود و قد میکشد، تو میمانی و یک دنیا عشق به لحظه لحظه هایش.

عمه نیستی که بدانی وقتی برادرزاده ات با صدای شیرینش صدایت میکند، درست همان وقتی که میگوید: “عمه” هر بار ته دلت از جا کنده میشود، انگار عاشقی. گویی عشقی شیرین تر از عمه به بچه ی برادر نیست.

عمه نیستی که بدانی، غم برادرزاده آتش به جانت می کشد، پیرت میکند و خرمن خرمایی رنگ گیسوانت را سفید. آنقدر که مجبوری زیر تلی از رنگ های شیمیایی پنهانشان کنی که ندانند غمت را. حاضری جانت را بدهی برای یک لحظه لبخند از ته دلش.

حال هر گزافی از هر جایی پشت سر عمه بودنمان، چیزی از عمه بودنم کم نمی کند. برای من که حاضرم تمام دردهای عالم را به جان بخرم، تا بخندد و هر لحظه شاد شاد شاد باشد.
عمه نیستی که بدانی ❤️❤️❤️ ….

تقديم به همهٔ عمه های دنيا‼️??